خوانندگان SolidSmack از قبل هیجان تبدیل یک ایده به یک مدل، یک رندر، یک نمونه اولیه یا یک محصول نهایی را درک میکنند. چیزی اعتیادآور در مورد چرخه طراحی وجود دارد: طرح اولیه، ساخت، آزمایش، تنظیم، تکرار. یک مفهوم خام به یک شکل تبدیل میشود. یک شکل به یک مدل تبدیل میشود. یک مدل به چیزی تبدیل میشود که میتوانید آن را بچرخانید، بررسی کنید، بهبود بخشید و شاید روزی آن را در دست بگیرید.
همین حلقه اکنون بسیار فراتر از طراحی محصول در حال حرکت است.
هوش مصنوعی مولد، طرز فکر نمونهسازی اولیه را به سرگرمیهای بصری، خلاقیت شخصی، هویت آنلاین و حتی فانتزیهای دیجیتال بزرگسالانه وارد میکند. کاربران دیگر فقط تصاویر نهایی را مرور نمیکنند یا منتظر نیستند شخص دیگری دقیقاً همان چیزی را که در ذهن دارند، خلق کند. آنها در حال الهام گرفتن، آزمایش، اصلاح، مقایسه و تکرار هستند. به عبارت دیگر، آنها در حال طراحی تجربیات هستند.
نکته جالب این است که این برای هر کسی که با CAD، نرمافزار رندر، چاپ سهبعدی یا طراحی صنعتی کار کرده باشد، آشنا به نظر میرسد. به ندرت در اولین تلاش به نتیجه نهایی میرسید. شما با یک نسخه شروع میکنید. سپس نسبتها را تغییر میدهید، مواد را تنظیم میکنید، زاویه جدیدی را آزمایش میکنید، نورپردازی را اصلاح میکنید یا کل مفهوم را دوباره بررسی میکنید. ابزارهای تصویر هوش مصنوعی به روشی مشابه کار میکنند، با این تفاوت که نمونه اولیه همیشه یک صندلی، یک گجت، یک کفش ورزشی یا یک قطعه مکانیکی نیست. گاهی اوقات یک شخصیت، یک صحنه فانتزی، یک آواتار دیجیتال، یک تابلوی خلق و خو یا یک ایده بصری شخصی است.
به همین دلیل است که تولید تصویر هوش مصنوعی کمتر شبیه «مصرف محتوای» سنتی و بیشتر شبیه یک میز کار خلاقانه جدید است.
سالها، اکثر تصاویر آنلاین منفعل بودند. کاربر جستجو میکرد، اسکرول میکرد، ذخیره میکرد، به اشتراک میگذاشت و بعد میرفت. تصویر قبل از ورود کاربر وجود داشت. هوش مصنوعی این رابطه را تغییر میدهد. یک کادر اعلان نمیپرسد: «میخواهید چه چیزی پیدا کنید؟» بلکه میپرسد: «میخواهید چه چیزی بسازید؟» این تغییر کوچک بیننده را به یک شرکتکننده فعال تبدیل میکند.
در طراحی محصول، سرعت اهمیت دارد زیرا تکرار سریعتر به معنای آزمایشهای بیشتر است. در اینجا نیز همین امر صادق است. یک خالق میتواند قبل از ناهار ده جهت بصری را آزمایش کند. یک طراح بازی میتواند مفاهیم شخصیت را بدون سفارش هر طرح اولیه بررسی کند. یک خالق محتوا میتواند تصاویر کوچک، بنرها یا پرترههای سبکدار را در عرض چند دقیقه بسازد. یک تیم کوچک میتواند تابلوهای خلق و خو را ایجاد کند که زمانی به بودجه تولید بسیار بیشتری نیاز داشتند.
اما تغییر عمیقتر فقط سرعت نیست، بلکه کنترل است.
ابزارهای تصویر هوش مصنوعی به کاربران اجازه میدهند هویت بصری را به روشی که فوراً احساس میشود، بررسی کنند. آنها میتوانند سن، سبک، نورپردازی، محیط، زبان بدن، مد، بافت، واقعگرایی، حال و هوا و ترکیببندی را تنظیم کنند. برخی از نتایج اصلاح میشوند. برخی عجیب هستند. برخی کاملاً نکته اصلی را از دست میدهند. اما این بخشی از فرآیند است. هر خروجی به بازخورد تبدیل میشود.
این دقیقاً نحوهی کار نمونهسازی اولیه است. یک نتیجهی بد همیشه شکست نیست. گاهی اوقات به شما میگوید چه چیزی را نمیخواهید. گاهی اوقات یک مسیر غیرمنتظره را آشکار میکند. گاهی اوقات تصادف بهتر از برنامه است.
همین کیفیت تجربی است که دلیل گسترش تولید تصویر هوش مصنوعی به رسانههای سرگرمی و بزرگسالان را نیز توضیح میدهد. حتی روندهای جستجوی بزرگسالانه مانند « دخترکهای تولید شده توسط هوش مصنوعی» به یک تغییر گستردهتر اشاره دارند: ابزارهای تصویر هوش مصنوعی، خلق تصاویر بصری را از مصرف غیرفعال به آزمایشهای سریع و مبتنی بر سرعت تبدیل میکنند، جایی که کاربر بخشی طراح، بخشی مدیر هنری و بخشی آزمایشکننده محصول میشود.
این عبارت ممکن است بزرگسالانه باشد، اما رفتار نهفته در آن محدود به محتوای بزرگسالانه نیست. این همان رفتاری است که در مدهای بازی، سازندگان آواتار، سازندگان شخصیت، مد دیجیتال، هنرهای مفهومی و اینفلوئنسرهای مجازی دیده میشود. مردم ابزارهایی میخواهند که به آنها اجازه دهد فانتزی خود را سفارشی کنند. آنها تصاویری میخواهند که مطابق سلیقه خودشان شکل گرفته باشند، نه فقط هر آنچه که از قبل در یک کتابخانه وجود دارد.
اینجاست که دنیای طراحی و دنیای سرگرمی شروع به همپوشانی میکنند. یک طراح محصول ممکن است نمونه اولیه یک شیء فیزیکی را بسازد. یک هنرمند بازی ممکن است نمونه اولیه یک شخصیت را بسازد. یک کاربر ابزارهای بصری هوش مصنوعی ممکن است نسخهای از خودش، یک شخصیت داستانی یا یک مفهوم فانتزی را نمونه اولیه کند. نتایج متفاوت، گردش کار مشابه.
با یک ایده شروع کنید. یک نسخه ایجاد کنید. نتیجه را بررسی کنید. سوال را اصلاح کنید. دوباره امتحان کنید.
البته، تفاوت زیادی بین آزمایشهای بازیگوشانه و طراحی مسئولانه پلتفرم وجود دارد. هرچه تصاویر هوش مصنوعی شخصیتر شوند، حریم خصوصی، رضایت و ایمنی اهمیت بیشتری پیدا میکنند. این امر به ویژه زمانی صادق است که ابزارها شامل بدنهای واقعگرایانه، مضامین بزرگسالانه یا محتوای مبتنی بر هویت باشند. هیچ پلتفرم خلاق جدی نباید با این مسائل به عنوان یک موضوع فرعی برخورد کند.
همانطور که نرمافزارهای مهندسی به محدودیت نیاز دارند، ابزارهای هوش مصنوعی بزرگسالان نیز به مرزها نیاز دارند. یک مدل CAD دارای تلرانسها، محدودیتهای مواد، نقاط تنش و واقعیتهای تولید است. پلتفرمهای بصری هوش مصنوعی نیز به نسخه خاص خود از محدودیتها نیاز دارند: محدودیتهای سنی، قوانین رضایت، شفافیت دادهها، محافظت در برابر سوءاستفاده و کنترلهای کاربری واضح.
بدون این موارد، «شخصیسازی» میتواند به سرعت به یک مشکل تبدیل شود.
با این حال، نادیده گرفتن ابزارهای تصویر هوش مصنوعی به عنوان ترفندهای تبلیغاتی یا ماشینهای تولید محتوای کمزحمت، اشتباه خواهد بود. مانند هر ابزاری، ارزش آنها به نیت کاربر بستگی دارد. یک چاپگر سهبعدی میتواند یک اسباببازی پلاستیکی ارزان یا یک قطعه پزشکی متحولکننده زندگی تولید کند. یک دوربین میتواند هنر یا نویز را ثبت کند. یک مولد تصویر مبتنی بر سرعت میتواند محتوای یکبار مصرف تولید کند، اما همچنین میتواند به افراد کمک کند تا ایدههایی را که قبلاً به راحتی نمیتوانستند تجسم کنند، کشف کنند.
بهترین نتایج معمولاً از کاربرانی حاصل میشود که با ابزار به اندازه کافی جدی برخورد میکنند تا آن را هدایت کنند، اما به اندازه کافی شوخطبعانه آن را آزمایش میکنند. آنها از یک اشاره انتظار جادو ندارند. آنها تکرار میکنند. متوجه میشوند چه چیزی جواب میدهد. آنها سلیقه خود را پرورش میدهند. آنها یاد میگیرند که کلمات چگونه بر نورپردازی، سبک، ژست، مواد و فضا تأثیر میگذارند. آنها به جای مصرفکنندگان منفعل تصویر، خود کارگردان آن میشوند.
اینجاست که تولید تصویر هوش مصنوعی شروع به شبیه شدن به شیوه طراحی واقعی میکند.
طراحی خوب هرگز فقط مربوط به مهارت نرمافزاری نبوده است. طراحی خوب مربوط به دیدن است. دیدن آنچه متعادل به نظر میرسد. دیدن آنچه ارزان به نظر میرسد. دیدن آنچه باید حذف شود. دیدن اینکه چه زمانی اولین ایده بهترین ایده نیست. هوش مصنوعی این قضاوت را حذف نمیکند. بلکه قضاوت را مهمتر میکند، زیرا ماشین میتواند گزینههای بیپایانی تولید کند، اما نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام یک واقعاً مهم است.
این ممکن است به شکاف خلاقانهی بعدی تبدیل شود. نه بین افرادی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند و افرادی که استفاده نمیکنند، بلکه بین افرادی که به طور اتفاقی از آن استفاده میکنند و افرادی که میدانند چگونه آن را هدایت کنند. آینده به کسی که صرفاً بیشترین تصاویر را تولید میکند پاداش نخواهد داد. به کسی پاداش خواهد داد که میفهمد چرا یک تصویر از تصویر دیگر قویتر است.
برای طرفداران SolidSmack، این باید آشنا به نظر برسد. ابزارها تغییر میکنند، اما حلقه خلاقیت ثابت میماند. طراحان از کاغذ به CAD نقل مکان کردند. سازندگان از ابزارهای دستی به CNC و چاپگرهای سهبعدی روی آوردند. خالقان بصری اکنون از ویرایش استاتیک به تکرار مولد روی میآورند. هر تغییر در ابتدا اضطراب ایجاد میکند، سپس بخشی از گردش کار میشود.
ابزارهای تصویر هوش مصنوعی جایگزین تفکر طراحی نمیشوند. آنها در حال گسترش حوزههایی هستند که تفکر طراحی میتواند در آنها به کار گرفته شود.
نسل بعدی سرگرمیهای بصری ممکن است بیشتر شبیه یک کارگاه باشد تا یک گالری. کاربران نه تنها تصاویر نهایی را مرور میکنند، بلکه آنها را میسازند. آنها نسخهها را ذخیره میکنند، سبکها را ریمیکس میکنند، مفاهیم شخصیت را آزمایش میکنند، صحنههای فانتزی را شخصیسازی میکنند و با تصاویر دیجیتال مانند نمونههای اولیه رفتار میکنند تا محصولات نهایی.
داستان واقعی همین است. هوش مصنوعی مولد فقط تصاویر را سریعتر نمیکند. بلکه نقش کاربر را تغییر میدهد. کاربر به طراح، آزمایشکننده، بررسیکننده و داور نهایی تبدیل میشود. آنها فقط دنیای بصری را مصرف نمیکنند. آنها به شکلدهی آن کمک میکنند.
و وقتی مردم به آن سطح از کنترل عادت کنند، برگشتن به حالت قبل دشوار خواهد بود.

